|
سلام به همه ابری های گل خوبین ؟ خوشین ؟ سلامتین ؟ باشه بابا نزنید به خدا من مریض بودم 2 روز فقط نرفتم مدرسه من معمولا مریض نمشم اما اگر مریض شدم باید حلوامو خورد در هر صورت ببخشید شرمنده می دونم حتی اگر سنگ هم از آسمون بیاد باید به شما ابری ها سر بزنم ولی خب دیگه نشد باورتون میشه دوستام برام ختم گرفته بودن بگذریم : کم اوردم یه جورایی نمیدونم براتون چی بنویسم و یا از چی بگم از سیاست که دوست ندارین ولی از این شعر نمیشه گذشت اینو داشته باشید غلغلی انداختی در شهر تهران ای قلم خوش حمایت میکنی از شرع قرآن ای قلم گشت از برق تو ظاهر نور ایمان ای قلم مشکلات خلق گردد از تو آسان ای قلم نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم ای قلم تا میتوانی در قلمداد صبر کن یوسف آسا سال ها در کنج زندان صبر کن همچو یعقوب حزین در بیت الاحزان صبر کن کورشو بیرون نیا از شهر کنعان ای قلم نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم ای قلم پنداشتی هنگامه ی دانشوری است دوره ی علم آمده هر کس به عرفان مشتری است تو نفهمیدی که اوضاع جهان خر تو خری است خر همان است و عوض گردیده پالان ای قلم ایها الشاعر تو هم از شعر گفتن لال باش شعر یعنی چه برو حمال شو رمال شو چشم بندی کن میان معرکه نقال باش حقه بازی کن تو هم مانند رندان ای قلم نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم سید اشرف الید ین گیلانی نسیم شمال توی این چند روز از خیلی ها نقاط مثبت و منفی خودمو پرسیدم میشه ازتون خواهش کنم شما ها هم نقاط مثبت و منفی منو بگین ؟ بیشتر دلم می خواد نقاط منفی خودمو بدونم تا درستش کنم ممنون پ ن 1) دلم می خواد آسمون و پاره پاره کنم / دل دریا رو بشکافمو کاش میدونستم چرا ؟ اما نه/ دلیل خواسته هامو نمی دونم ( کاش دلیل خواسته هام رو میدونستم) پ ن 2) انیس خیلی دوستت دارم به خاطر سی دی ها واقعا مرسی راستی یه سی دی دست خاله برات فرستادم پ ن 3) شادو آسمونی باشید تا جمعه آینده و برای من دعا کنید تا امتحانام رو خوب بدم قربون همتون ماندا + نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384 11:35 توسط ماندا (نجات) |
سلام به همه ابری های گل خوبین ؟ من که رو فرم نیستم نه هفته جالبی رو پشت سر گذاشتم نه هفته جالبی رو در پیش دارم راستشو بخوایین حتی نمی دونم چی بنویسم ؟ واقعا چی بنویسم ؟ از چی بگم ؟ چه دل خوشی داریم که ازش بگیم ؟ از آدم هایی که از سرما می میرن ؟ از بچه هایی که سر چهارراها فال حافظ میفروشن شاید که ما ها عنایتی بکنیم و اونا رو بخریم ؟ از دخترایی که سر خیا بون وایستادن منتظر یه بوقن ؟ یا از مادر هایی که برای جلب توجه بچه شون رو این سرما لخت کردن شاید کاسبی امشبشون بالا بره ؟ شاید باید از دانشجویی بگم که برای اینکه خرجشو در بیاره تو انقلاب برات زمزمه پاسور ، نوار ،CD سر میده ؟نمیدونم من همیشه گفتم به هر حال توی هر جامعه ای فقیر و غنی وجود داره هر کی هم که میخواد پول دربیاره باید تلاش بکنه فکرشو به کار بندازه و برای بهتر شدن وضعش به اینکه مدرکش چیه فکر نکنه از کارهای کوچیک به بزرگ برسه این استدلالم بوده و هست اما :چرا یک فردی که حتی نمی دونه در عرصه سیاست نباید حرفی رو واضح و روشن زد سرنوشت کشور رو در دست بگیره ؟ فردا که تحریم اقتصادی شدیم اون فرد ککش هم میگزه که میگه این کشورها پرو اند که دخالت میکنند ؟ چند تا سرمایه دار باید سرمایشون رو از دست بدن ؟ کی میخواد جوابگو باشه ؟ نمیدونم چرا ما جوونا به جای اینکه به اقتصاد مملکتمون به آزادی بیانمون فکر کنیم همیشه اولویتمون آزادی روابط دختر و پسر ؟ من نمیگم این روابط نباشه نه آخه اصلا به من چه ربطی داره من میگم چرا تمام فکرمون تو این مسایل دور بزنه ؟ تا به حال شده به این فکر کنیم علت جهان سوم بودنمون چیه ؟ تا به حال شده 2 تا کتاب باز کنیم و دنبال علت ها بگردیم ؟ تا به حال شده به جای اینکه انجمن ضد دختر و ضد پسر درست کنیم فکر کنیم چرا دو دوتا میشه چهار تا ؟ تا به حال شده فکر کنیم چی کار باید بکنیم که شر منده نسل بعدمون نشیم؟ فردا اگر ازمون پرسیدن چی کار کردین ؟ رومون بشه حرف بزنیم بگیم ما این کار و کردیم به قول یکی از بچه ها ما ها از اروپایی ها فقط ظاهر رو گرفتیم نیومدیم ببینیم فکر اقتصادی اروپا و آمریکا چیه ؟ باورتون میشه تموم علتها توی تاریخ کشورهاست اما درس تاریخ منفورترین درس برای دانش آموزاست ( سوای بچه های انسانی ) نمیدونم اون همت ایرانی اون غرورش اون صلابتش کجا رفته نمیدوم چرا دماوند هم خسته تر از همیشه فقط گذر ایام رو حس میکنه اون احساس مسئول بودنمون چرا باید به بی تفاوتی تبدیل باشه ؟ چرا دیگه نباید با یار دبستانی من هم دیگه رو صدا کنیم ؟ چه قدر تاسف بخوریم به حال خودمون بعد بگیم درست شدنی نیست ؟ چرا به خدا میشه درست میشه منو تو باید به خودمون بیایم من و تو این کشور رو باید بسازیم من و تو باید به جای گردش های شبانه مون بیداری بکشیم فکر کنیم و با دادن یک نظریه یا ایده یک چیز تازه اختراع کنیم من و تو باید به دنبال امتیاز پژوهشمون فریاد من میخواهم ایران زنده بماند سر بدیم ! ******************************************************* اما اینکه چرا من هفته خوبی نداشتم ؟ اصلا به کل کسلم دست خودم نیستا دلم میخواد شاد باشم اما انگار وقتی ذهن آدم آرامش نداشته باشه خودشم آرامش نداره این هفته امتحانات نیم ترم هم شروع میشه میدونم بدبخت میشم **************************************************************** پ ن 1) آهنگ تصور کن سیاوش رو گوش دادین ؟ خیلی قشنگه مخصوصا که برعکس بقیه آهنگ های آلبوم هم احساس و هم آهنگ به اوج میرسه پ ن 2) اگر از این به بعد کمتر بهتون سر زدم ببخشید به هر حال میان ترم شوخی بردار نیست پ ن3) بازی ایران و مقدونیه فراموش نشه ها پ ن 4 ) شادو آسمونی باشید تا جمعه + نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1384 10:27 توسط ماندا (نجات) |
سلام به همه ابری ها ی گل خوبین ؟ خوشین؟ عید فطر رو به همه ابری ها تبریک میگم و به عربی اسعد الله ایامکم و کل عام و انتم بخیر و خدا شر همه کسانی که این عید رو خراب میکنن و از ش یک مسئله سیاسی درست میکنن از این کشور کم کنه هر چه زودتر .......... آمین و اما این هم جریانات این چند روز ( سیاسی / علمی/ فرهنگی و.....) _ نجات *** با 68 رای سالم نفر سوم منتخب شورای دانش آموزی برام اهمیتی نداره چون تو دوره های قبل هم بودم و میدونم که الکی اگر به اصرار بچه هانبود اصلا نمیرفتم کاندید بشم اما هدف از گفتن این جریان : من امسال باید تو شورا باشم میدونم رای نمی آرم تا وقتی رقیب بزرگی مثل مریم دارم اما مریم چند سال تو شورا بوده به بچه های خاطر خوام پول میدم به من رای بدن مسئول صندوق ها رو با پول میخرم و به هر حال با 68 رای مریم رو از دور حذف میکنم از داشتن چنین مدرسه ای خجالت میکشم مدرسه اسلامی که نباید توش این حرفا باشه به گروه پشتیبانی دستور میدم که اگر دانش آ موزی رو دیدن که ناخن های بلند / کفشی با رنگهای صورتی و... /جوراب کوتاه / موهای بیرون حتی یک تار مو/ مانتو کوتاه دیدن سریع به من اطلاع بدن و دانش آموز خاطی رو پرونده به بغل می اندازم بیرون تا آدم بشه اسامی کلاس ها رو تغییر میدم به یاد شهدای گمنام با خبر نگار مدرسه برای اینکه منو خانم دکتر آینده صدا نزده و از جمله زشت Do you understand? استفاده کرده برخورد میکنم و به مجله کلاس سوم انسانی دستور میدم ازش انتقاد های شدید و بی معنا بکنن مانتو های مدرسه که الحمد الله حسابی جواد هستن با این حال یه کت از مامان بزرگم به ارث رسیده اونو میپوشم میرم با مدیر چاق سلامتی بکنم راستی یادم رفت از اقدام اصلیم براتون بگم از این به بعد جلسه هامون رو توی موتور خونه مدرسه تشکیل میدم و نمی ذارم که برای استقبال از من مدرسه رو جارو بزنن بزار همون جور کثیف باشه آهان پیش رئیس آموزش و پرورش منطقه 2 میرم و میگم که آتش زدن زباله ها حق مسلم مدرسه است و یه ایده مزخرف میدم که همه به عقلم شک کنن! به یک مدرسه دخترونه دعوت میشم و میگم که مدرسه مهدیه باید از صفحه روزگار حذف بشه چون مرکز فساد و البته اشغالگره هر چی هم عاقبت این کارم بد باشه بازم حرفمو پس نمیگیرم چون مرغم یک پا داره و در آخر با این کارهام آبرو مدرسمو میبرم تا به همه حالی کنم من تکم فکر کنم گرفتین چی میگم ؟ نجات شیره حتی درس نخونده : کی تو ماه رمضون حوصله درس خوندن داره؟ هیچ کی با خودم میگم ایراد نداره بزار ببینم نخونده چی کار میکنم آزمون مرآت رو نتیجه : نفر دوم مدرسه و نفر 11 منطقه بین دو هزارو خورده ای آدم نه بابا به خودم امیدوار میشم و شروع میکنم واسه 26 آبان درس خوندن ببینم این دفعه خونده چی کار میکنم برام دعا کنین خوب بدم خیلی وقته دلم برای آهنگ های اصیل تنگ شده چه عربی چه فارسی شماها چی ؟ فارسی : استاد بنان ، دلکش ، ستار ،هایده خدا بیامرزو ........ عربی : ام کلثوم ، عبدالحلیم حافظ ، صباح، و....... بلند شین گاهی وقت ها خوبه گذشته ها رو هم به یاد آورد تو درایوهاتون بگردین این آهنگهای قشنگ قدیمی رو پید ا کنید پ ن 1) بازی استقلال وپرسپولیس فراموش نشه ( شنبه ) به امید برد استقلال هیپ هیپ هورا پ ن2) اگر آفتاب تو چشات خونه کنه / میتونه آفتاب و دیوونه کنه ....... پس به ابری های گل میگم چی؟ بزارین آفتاب امید توش خونه کنه پ ن 3) شادوآسمونی باشید تا جمعه آینده + نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1384 7:34 توسط ماندا (نجات) |
امپراتور فرانسه در چنين روزى در شهر آياسيو به دنيا آمد. ناپلئون چهارمين فرزند از ۱۱ فرزند خانواده كارلو بناپارت و لتيزا رومولينو بود. پس از پايان تحصيلات ابتدايى ناپلئون به همراه برادرش عازم بورگوندى شد تا وارد دانشگاه شوند. يك سال بعد ناپلئون به دانشگاه علوم نظامى رفت ولى برادرش او را همراهى نكرد.ناپلئون از بهترين دانشجويان دانشگاه علوم نظامى در دانشگاهى بود كه در آن زمان قوى ترين و برترين مردان نظامى اروپا را در اختيار داشت. ناپلئون به خدمت در ارتش لويى شانزدهم پرداخت تا كمى بعد نقش مهمترى در تاريخ فرانسه ايفا كند. ناپلئون به رسته ادوات در «والنس» رفت و تعليمات ارشد نظامى را گذراند. پ ن ۱) نمیدونم از کدوم سایت برش داشتم ببخشید پ ن ۲) دارم از صبح تا حالابا بلاگفا کل کل میکنم اما نمیدونم چرا نمی زاره آپ کنم پ ن۳) شادو آسمونی باشین تا جمعه بعد + نوشته شده در جمعه ششم آبان 1384 18:38 توسط ماندا (نجات) |
|