|
سلام سلام سلام قربونتون برم چه قدر دلم واستون تنگ شده بود شادین ؟ مینویسم ها که نمی دونم چی بنویسم واستون میکنیم دیگه یا علی بالاخره امتحانات تموم شد جاتونو اصلا خالی نمیکنم کندن امسال امتحان نهایی ها کولاک کرده بود دیگه نمگیم چون هی اینجوری میشم ************************************************* شده تا به حال برین تو مود افسردگی و دیگه هیچ رقمه از ش بیرون نیاین ؟ شده از همه چی خسته بشین و همه چی رو پوچ ببینید؟ شده تو اوج نا امیدی باشین و حتی با خداتون هم رابطه نداشته باشین ؟ شده اعتماد به نفستون اونقدر پایین بیاد که فکر کنید توانایی برداشتن یه خودکار رو هم ندارین ؟ شده از همه بیزار بشین ؟بهترین چیزا نزدتون منفورترین چیزا بشن ؟ یک ماه قبل (اردیبهشت ماه)من تو این حال و هوا بودم خیلی ها سعی کردن که منو با زندگی آشتی بدن حالا با حرفای روانشناسانه یا با گفتن اینکه به خدا توکل کنو این حرفا موقع خیلی دوست داشتم به جای اینکه ازم بپرسن چته ؟ یا اینکه الکی حرف بزنن همون رفتار عادی خودشونو داشته باشن می دونستم که آخرش با خودم کنار میام یا رومی روم یا زنگی زنگ و بعد یکی بدون این که بدونه و بخواد تو رو از اوج نا امیدی به یه دنیا پر از شادی بیاره اون تا به حال نه تو رو دیده و نه صدات رو شندیه باشه انگار از یه دنیای دیگه اومده باشه تا فقط به تو کمک کنه در صورتی که خودش هم نمی دونه که داره این کارو انجام میده احساسی بهت دست میده ؟ جز احترام ناخواسته برای اون فرد بعد امتحانات تو و به دنیا دعوت میکنه و ازت میخواد همه چی رو بزاری کنار هر فکر آزار دهنده ای رو چه قدر لذت داره یه آرامش ناب که مسسبش امتحانات و یه فرد باشه که از اینجا تا دینا دنیا مدیونش ********************************** پ ن ۱) نمی دونم چرا فکر میکنین قصد من از اینکه یک ماه آپ نکردم بالا بردن نظرات باشه پ ن ۲) گرفتارم گرفتارم گرفتار تا ۲۸ برنامه فشردست خوب پ ن ۳ لینک ها تا فردا گزاشته میشن اگر بازم لینکتون نبود بهم بگین پ ن ۴) شادو آسمونی باشید ابری های عزیز + نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 12:54 توسط ماندا (نجات) |
|