تبليغاتX
روی ابر ها

روی ابر ها

یه هفته قبل از تولدم با خودم گفتم بهترین روزا رو درست می کنم

درس دارم درست ولی میخوام خوش بگذرونم   گفتم میتونم گفتم

 شرایط رو عوض میکنم این کارو انجام دادم تونستم من تا ۳ روز این روند

 طی کردم تا ۳ روز هر کسی که خواست ناراحتم بکنه پچوندمش خفن

 نزاشتم آدم ها با رفتارشون و حرفاشون اعصابمو بهم بریزن ولی اون

 گوشه ذهنم  یه چیزی همش آزارم داد چی ؟ الان میگیم لبنان

کشوری که بعد از ایران میپرستمش از روزهای اولیه جنگ لبنان و

اسرائیل تمام مدت داریم به اخبار الجزیره گوش میدیم من بارها دیدم

 پدرم گریه کرد و میتونید تصور کنید یعنی چی ؟ تو این مدت سعی کردم

به خودم آرم کنم   میگفتم مردن بهتر از زیر ذلت زندگی کردنه و  و چقدر

 عشق میکردم وقتی حرفای سید حسن نصر الله رو میشنیدم  نمی

دونم شما صحبت هاشو با زبان عربی شنیدین یا نه ولی آرامش و اقتدار

 که این مرد داره تحسین بر انگیزه  از بچگی من این آدمو دوست

 داشتم خیلی به دل میشینه خیلی خب داشتم میگفتم تا ۳ روز این

 کارا رو انجام دادم تا ۳ روز نذاشتم کسی رو اعصابم راه بره اما گاهی

 اوقات شرایط بر آدم ها چیره میشن نتونستم از دوشنبه به بعد شرایط

عوض شد دوست داری بدونی چی شد؟باشه به قول یه عزیز باز من

ریاضیمو به رخ میکشم

۱) تو این هفته ممول رفت حمید گاه نوشت رفت و حمیدو رومینا

 هم بهشدت ناراحت بود رویا هم که واقعا ناراحته و به قول خودش

دیگه نمی دونه چی کار کنه

۲) و یه آدم که نمی دونم حتی چی   بهش بگم  داره پاشو از

گلیمش  درازتر میکنه برای آخرین باره بهت میگم پا تو کفش من نکن بد

 میبینی انگار هر چی جوابتو نمی دم طلبکار هم میشی اون کسی که

 باید بگه بسه  اعصابمو داغون کردی منم خلاصه هوا حرفاتو داشته

باش

۳) مادر بزرگم اومده تهران برای اینکه چشاشو عمل کنه و نمی دونم

 چی میشه همه چی ۵۰ ۵۰ است

۴) یه حسی بهم میگه اتفاق بدی در پیش نمی دونم چرا ولی حس ۶

من خیلی خوب کار میکنه

خب بگذریم زیاد ناراحتتون کردم

به ترتیب بر جلو این افراد اولین کسانی بودن که تولدمو تبریک گفتن

افروز مرسی عزیز دلم از تبریکاتت

 نفیسه جان میبینم که  مرسی خانومی گلم از تبریکت

 و محمد عزیز هم مرسی خیلی به من لطف داشتی

 مامان گلم  شاید دوست داشت تولدمو جور دیگه تبریک بگه اما

نمی دونه  همون آغوشش واسه من از هوار تا کادو با ارزش تره

و پسر عمو م عصام که نمی دونم از کجا یادش مونده  ولی خوب

مرسی بازم به معرفت تو

 و اما من تو دینایی واقعی نه کادو گرفتم و نه کیک دادم ولی تو دنیای

 مجازی از اونجایی که کادو گرفتم  باید کیک بدم

کادو های افروز :لینک 1 و لینک2و یه سری چیزای دیگه که من سر در

 نیوردم

اینم کیک نوش جان  راستی راستی کیکی مربی تیم ملی شدن

قلعه نویی هم هست چیه کیکی عروسکی ندیدین ؟

تولدم مبارک هر چند هر سال تلخ تر از سال قبله

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 23:3 توسط ماندا (نجات) |


تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰تومان به حساب

شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید

چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود.

در این صورت شما چه خواهید کرد ؟

البته که سعی میکنید تا آخرین ریال را خرج کنید !

هرکدام از ما یک چنین بانکی داریم : بانک زمان .

هر روز صبح در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ثانیه اعتبار ریخته می شود وآخر

شب این اعتبار به پایان می رسد .

هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمیشود

ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده می داند.

ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیا آورده میداند

ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه میداند.

ارزش یک ساعت را عاشقی که  انتظار معشوق را میکشد

ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده

و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده می داند .

هر لحظه گنج بزرگی است گنجتان را مفت از دست ندهید .

باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند.

دیروز به تاریخ پیوست. فردا معماست. و امروز هدیه است

                          از کتاب :نشان لیاقت عشق / نویسندگان ناشناس

******************************************

سلام به همه ابری هایی گل خوبین ؟ خوشین ؟

من ؟ راستش خوبم  چرا آپ نکردم ؟ اول اخماتونو باز کنید

خوب بزارین توضیح بدم قانع شدین که خوب چه بهتر نشدین هم تقصیر

 من نیست 

یادتونه بهتون گفتم تا ۲۸ گرفتارم ؟ خوب اون روز نگفتم چرا ولی الان

 میگم همون طور که همه تون میدونید من ۲۳ خرداد امتحاناتم تموم

شد  منتهی از اون جایی که کار مدرسه ما غیر قانونی بود که ما

امتحانات داخلی رو قبل از نهایی بدیم و برای پیچوندن بازرسین محترم

 مجبور شدیم  ۲۵ و ۲۷ بریم مدرسه  و الکی بشینیم سر جلسه

 که مثلا داریم امتحان میدیم تازه ۲۶ که جمعه هم باشه رفتم آزمون

 ورودی  پیش رو دادم  و ۲۸ هم وقت واسه مشاوره فردی بهم دادن

  دوستان چشمتون روز بد نبینه  مشاوره رفتن همانا و گرفتار شدن

 همانا  تا الان که من اینجا نشستم و دارم مینویسم باید چهار ساعت

 و نیم درس بخونم  ( ریاضی/ روانشناسی / عربی ) و تا قبل از ۱۷ تیر

 هم تمومش کنم   که البته تا ۵شنبه به ۶ ساعت در روز باید برسه و

 درس فلسفه و منطف بهش اضافه بشه  و اینجانب  جز ماهی یکبار

حدود ۲ ساعت  فقط حق ورود به اینترنت رو دارم و در این تایم هم

برسم آپ کنم شاهکارم  از نظر این مشاور من اگر بخوام روانشناسی

 بالینی دانشگاه علامه قبول شم باید بالای ۱۷۰ رتبه ام باشه (shit)

 خوب حالا سه نتیجه گیری :

۱) من اصلا تابستون ندارم مگه نه ؟ 

۲) من چه طوری آپ کنم ؟ به ماهی یه بار راضی باشین مرگه من

۳) نرین دیگه برنگردینا

دلم برای همتون تنگ میشه ولی حتما ماهی یک بار آپ میکنم

**************************************

پ ن ۱) تولد تولد تولد  افروز جونم تولدت (۲۰ تیر ) مبارک باشه و

آقا شهریار  تولد تون (۲۷ تیر) مبارک باشه  هدیه هم محفوظ تا بیام

 

پ ن ۲) طیبه جان بایت کادوهای قشنگ مرسیدارم حالشو میبرم

پ ن ۳) بعضی نوسنده ها عجب حوصله ای دارن  قبول نداری ؟

پ ن ۴ ) شادو آسمونی باشید ابری ها ی عزیز

 تا یادم نرفته ای دی من تغییر پیدا کرده به nejat_mani من به خیلی از

شما ها درخواست ادد دادم خواهش میکنم به درخواست اددم جواب

بدین   

 همین طوری خوشکل بود گذاشتم

                                                      

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385 15:20 توسط ماندا (نجات) |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


اسم ها قراردای هستند این ما انسان ها هستیم که به آنها معنا می دهیم ! بارها از من پرسیده اید کیستم ؟ من نجات معروف به ماندا یا مانی نویسنده وبلاگ روی ابرها! و حالا این تویی که بنا به تعریفت از من منو به اسم میخونی ! ولی من لحظه به لحظه با اسم هایم تغییر میکنم ...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

وطن
پرده بکارت، غنيمتی در چنگ مردان!
چند نكته درباره فاجعه زنجان
سهم ایران از تکنولوژی
عبارت سخت تنگ است ....
عکس های طنز پیمان هوشمندزاده
عصاره سه هزار سال تاریخ مکتوب بشر ...
سیم این بلندگو را از برق نکشید !
مسیر پر است از عابران خنثی
مسیح علی نژاد و دولت متملقین
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384



پیوندها

آوای آزاد
40چراغ
از زندگی
فرایند
زمان بی کرانه ، ایران جاودانه
خاطره هاتو نگه دار
پاتوق من
طعم گس بودن
بانوی شرقی
دل نوشته ها
پسری با کفش های کتانی 2
کوچه علیچپ !
تبسم نسيم
تلناز و قوری قوری
ستاره ای کوچک در آسمان بزرگ
فقط به خاطر دلم
اسفند 79
گاه نوشت
برای امروز فردا و همیشه ام
حالی به حولی
حمید و رومینا
برکه تنهایی (کلبه تنهایی سابق )
کارتاژ
قطع و وصل
طلوعی تا فردا
(...)
نوکتورن
شب نقره ای
صدای پایم از انکار راه بر می خاست
تنهایی...
صلیب نقره ای
جامعه شناسی ایران
حرفهای شکلاتی
فریاد سکوت
وغیره...
مداد رنگی
انسانم آرزوست
یه عشق داریوش
کافه کلاسیک
بگو زنده باد زندگی
علیرضا نوشت
رقص واژه ها
ققنوس
راه خاکستری
حرف های نگفته
My Inner tramp of 1989
Stationary Traveller
فروغ
حبه حرف های روزانه
میرزا پیکوفسکی
آویزون
اسکلیسم
از پشت پنجره
علامه بلاگ
آوای دانشگاه
کمیته ی دفاع از حق تحصیل
هدفدار (مشاوران آموزش )
میراث فرهنگی
فرشاد مغرورترین پسر دنیا
دلشوره های من
آی کیو هایی در حد سس مایونز
رستگاری در 8:30دقیقه...!
یک فنجان تمنا
دوفنجان مکث
opium
Acetaminophen
San Lorenzo
yek pooria
واگویه های من
شبانه های ناب ...
ندای درون
نیمرخ
زندگی بانو
20:30
نامه هايی که پسر همسايه پاره کرد
تحقیقات فلسفی
آنچه از زندگی می آموزم
وب نگاشت
یادداشت های یک خبرنگار
از سر بیکاری
دلقک
مصطفی مستور
دخترکِ اوریجینال
hamid 's forgatten hopes
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin