تبليغاتX
روی ابر ها

روی ابر ها

نیروی محبت، در اعماق قلبم کاشته میشود و من، آن را درو کرده و

گندمش را دسته دسته به گرسنگان میبخشم . روحم به تاک زندگی

میبخشد و من ،خوشه هایش را فشرده شرابش را به تشنگان هدیه

میکنم .

آسمان ،چراغم را از روغن پر میکند و من ، آن را بر آستانه پنجره ام

مینهم تا غریبان را در تاریک رهنما باشد .

چنین میکنم چون زندگی ام با آن هاست و اگر بخواهد دستانم را بر هم

 گره بزند و مرا از این کار باز دارد ،مرگ را آرزو خواهم کرد که من ،

شاعرم و اگر بخشش نتوانم ، پذیرفتن را نیز قبول نتوانم کرد .

بشریت طغیان میکند همچون طوفان اما من ، در خلوت و سکوتم آه

میکشم چون خوب میدانم که طوفان گذرنده است و آه ، به سوی

پرودگار در راه .

انسان به شهوات سر زمینی  میچسبند و من ، در جستجوی مشعل

عشقم تا به سینه بفشارم، تا به آتش خود پاکیزه ام گرداند ،تا ریشه

های ستمگری و نامردی را در قلبم بخشکاند .

ذرات جسمانی ، انسان را بی هیچ دردی خواهند کشت حا آنکه عشق

 ، اورا با درد هایی زندگی بخش زنده میدارد .

آدمیان به قبیله و طایفه ها بخش شدند و به شهر ها و سرزمین ها دل

 بستند اما من ، خود را بیگانه ای یافتم  در تما دنیا که به هیچ نقطه

 ای وابسته نیستم . گیتی سرزمین من است  و خاندان بشر قبیله

من .

انسان ضعیف است و چه غمگین ،که بین خود تقسیم شده اند. زمین

تنگ است و محدود و عین نادانی است که به سرزمین ها پادشاهی

 ،امپراطوری و سلطنتی می پوندند .

آدمیان متحد میشوند تا معابد روح را ویران کنندو دست به دست هم

 میدهند تا عمارت بدن های خاکی را بنا کنند اما من ، یکه و تنها

ایستاده به ندای ایمیدی که در اعماق خویش می آید گوش فرا

می دهم که  میگوید :

همچنان که عشق ، قلب انسان را با درد زندگی می بخشد ، نادانی نیز

 ، راه شناخت را می آموزد .

دردو نادانی ، به لذتی بزرگ و شناختی شگرف رهنمون میشوند که

هستی متعال چیزی را بیهوده زیر خورشید نیافریده است .

                                                    جبران خلیل جبران

 نوشته ای جبران رو هر کسی یه جور برداشت میکنه و بعضی ها به

 شدت اون رو زیر سوال میبرند و بعضی ها  هم اون رو ستایش میکنند

در واقعا این حالت واسه هر نویسنده یا خواننده و.... پیش می آید

چیزی که برای من خیلی جالبه اینکه نوشته های جبران هیچ وقت

طراوت خودش رو از دست نمیده کتاب های اون رو ۱۰۰ بار هم بخونید

 باز هم فکر میکنید حرف تازه ای برای گفتن داره  ، جبران نویسنده ای

 که شما با اون یکی میشید و خود واقعیتون رو فراموش کنید نمی دونم

 کجا خوندم که جبران یک دلگرمی است اما من به شخصه به حرفش

ایمان دارم

 پ ن : این روزا سخت در حال درس خوندنم حس میکنم خیلی عقب

افتادم که باید جبران بشه

پ ن ۱: با اینکه اصلا دلم نمی خواست نتا یج آزاد رو برم نگاه کنم اما

رفتم  خب اینجور که معلومه من و دوستام حسابی ترکوندیم و اگر

خریت نمیکردیم و واسه خود آزمایی نمی زدیم میتونستیم رزو کنیم

من : مدیریت بیمه نراق و روانشناسی عمومی آشتیان و مهسا حقوق

 تهران شما ل و الهام روابط دیپلماتیک تهران مرکز  از بقیه هنوز خبر

ندارم خودمون هم تو کفش موندیم که چه طوری قبول شدیم سال سوم

 کتا ب ها بوسیدیم گذاشتیم کنار و گفتیم بی خیال این که چه طوری

قبول شدیم الله و اعلم

پ ن ۲: شرمنده اخلاق ورزشی همه اونایی که سر میزنن و من

 نمی رسم بهشون سر بزنم  باور کیند همین الان هم با عذاب وجدان

دارم به روز میکنم  

 در آخری که البته باید اول می بود :

 میلاد منجی عالم بشریت رو به همه منتظران تبریک میگم

جبران خلیل جبران             واسه هر کی ابری

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385 10:37 توسط ماندا (نجات) |


 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

                        سرها در گربیان است

کسی سر برنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است

و گر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است .

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم

زچشم دوستان دور یا نزدیک ؟...

مسیحای جوان مرد من ! ای ترسان پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناجوان مردانه سرد است ...آی

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای ...

                                                      ( مهدی اخوان ثالث)

یه کاغذ برمیدارم تاش میکنم بازش میکنم لوله اش میکنم خط خطیش

 میکنم دارم بازیش میدم صدای ناله هاش زیر دستم میاد توجه نمیکنم

با خودم فکر میکنم هیمن طور که من دارم صدای این کاغذو در میارم

هیمن طور که من دارم داغونش میکنم آدم ها هم با هم دیگه این کارو

 میکننن بعضی آدم ها اراده دارن میتونن از اینکه آدم ها داغونشون کنن

جلو گیری کنن بعضی ها هم خیلی تقلا میکنن اما هر چی دست و پا

میزنن بیشتر داغون میشن بعضی ها هم مثل همون کاغذن ! فقط

صدای ناله هاشون میاد !

 پ ن) نمی دونم جز کدوم دسته ام اما میدونم فعلا در حال خود سازیم

 چون هنوز مزه خون تو دهنمه !

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385 20:3 توسط ماندا (نجات) |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


اسم ها قراردای هستند این ما انسان ها هستیم که به آنها معنا می دهیم ! بارها از من پرسیده اید کیستم ؟ من نجات معروف به ماندا یا مانی نویسنده وبلاگ روی ابرها! و حالا این تویی که بنا به تعریفت از من منو به اسم میخونی ! ولی من لحظه به لحظه با اسم هایم تغییر میکنم ...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

وطن
پرده بکارت، غنيمتی در چنگ مردان!
چند نكته درباره فاجعه زنجان
سهم ایران از تکنولوژی
عبارت سخت تنگ است ....
عکس های طنز پیمان هوشمندزاده
عصاره سه هزار سال تاریخ مکتوب بشر ...
سیم این بلندگو را از برق نکشید !
مسیر پر است از عابران خنثی
مسیح علی نژاد و دولت متملقین
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384



پیوندها

آوای آزاد
40چراغ
از زندگی
فرایند
زمان بی کرانه ، ایران جاودانه
خاطره هاتو نگه دار
پاتوق من
طعم گس بودن
بانوی شرقی
دل نوشته ها
پسری با کفش های کتانی 2
کوچه علیچپ !
تبسم نسيم
تلناز و قوری قوری
ستاره ای کوچک در آسمان بزرگ
فقط به خاطر دلم
اسفند 79
گاه نوشت
برای امروز فردا و همیشه ام
حالی به حولی
حمید و رومینا
برکه تنهایی (کلبه تنهایی سابق )
کارتاژ
قطع و وصل
طلوعی تا فردا
(...)
نوکتورن
شب نقره ای
صدای پایم از انکار راه بر می خاست
تنهایی...
صلیب نقره ای
جامعه شناسی ایران
حرفهای شکلاتی
فریاد سکوت
وغیره...
مداد رنگی
انسانم آرزوست
یه عشق داریوش
کافه کلاسیک
بگو زنده باد زندگی
علیرضا نوشت
رقص واژه ها
ققنوس
راه خاکستری
حرف های نگفته
My Inner tramp of 1989
Stationary Traveller
فروغ
حبه حرف های روزانه
میرزا پیکوفسکی
آویزون
اسکلیسم
از پشت پنجره
علامه بلاگ
آوای دانشگاه
کمیته ی دفاع از حق تحصیل
هدفدار (مشاوران آموزش )
میراث فرهنگی
فرشاد مغرورترین پسر دنیا
دلشوره های من
آی کیو هایی در حد سس مایونز
رستگاری در 8:30دقیقه...!
یک فنجان تمنا
دوفنجان مکث
opium
Acetaminophen
San Lorenzo
yek pooria
واگویه های من
شبانه های ناب ...
ندای درون
نیمرخ
زندگی بانو
20:30
نامه هايی که پسر همسايه پاره کرد
تحقیقات فلسفی
آنچه از زندگی می آموزم
وب نگاشت
یادداشت های یک خبرنگار
از سر بیکاری
دلقک
مصطفی مستور
دخترکِ اوریجینال
hamid 's forgatten hopes
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin