تبليغاتX
روی ابر ها

روی ابر ها

ببین بیا یه کاری بکنیم!

  من کوچ کنم ... تو نگاه کن ...

بعد بهم بگو حس غربت می دونی یعنی چی ؟

کوچ

+ نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386 15:13 توسط ماندا (نجات) |


باور کن من قرص مسکن نیستم !

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 21:35 توسط ماندا (نجات) |


انگار هر دفعه که  می آیی باید به وجودم کبریت بکشی و بروی ...

سخت بود حرف "نه" را به رخت کشیدن ...

 اما مهم نیست ... قد می کشی !

شکست ... اما قد میکشی !

پ ن ۱) دوره ی بحرانی سختی را پشت سر گذاشتم و چقدر خوب که کسی همراه بود ....

پ ن ۲) خوشحالیمان را در ۳۶۰ فریاد کشیدم ... جامعه شناسی ـ پژوهشگری علامه طباطبایی

و حقوق تهران شمال ... جامعه شناسی میخوانیم ....

پ ن ۳) باید دور میشدم ...

 پ ن ۴) دوست دارم این روزها را ...

 پ ن ۵) خوبم ...

پ ن ۶) چقدر پی نوشت

پ ن ۷) کوچه باغتان پر موسیقی باد !

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 18:21 توسط ماندا (نجات) |


می دونی ؟

وقته اونه که من به دنیا شب بخیر بگم و بخوابم !

اما ... باز هم اون مسئولیت تام لعنتی ....

میدونم ! این چشمهای همیشه بیدار منم بازیشون گرفته ...

!

* یخ زدم .... اما یخ هم بالاخره آب میشود !

** در گیر گذشته نیستم ... چیزهایی هست که به هیچ زمانی متعلق نیست ...

*** کوچه باغتان پر موسیقی باد !

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386 1:50 توسط ماندا (نجات) |


هنوزم که هنوزه حسرت می خورم ...

ح س ر ت !!!

حسرت روزهای طلایی که رفت ... و روزهایی طلایی در پیش ...

بین حروف متقاطع ح س ر ت حیران ماندم .

 همین !

ای دریغا

 پ ن) کاری نکن ازت بترسم ...

پ ن ۲) باران ... پایپز... بوی نم خاک ...میفهمی نه ؟

پ ن ۳)کوچه باغتان پر موسیقی باد !

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 19:50 توسط ماندا (نجات) |


چرخ ... چرخ ... چرخ !

آسمان می چرخد یا زمین ؟ شاید منم که میچرخم ...

چرخ ... چرخ ... چرخ !

شور یا شادی ؟ ... رقص یا ...

پا میکوبم ... میلرزم ... میچرخم... میخونم :بگو بگو ... که فغانت کنم ... که فغانت ز خنده چینم و

لب را ...*

چرخ ... چرخ ... چرخ !

من مست ... من هوشیار ...من گیج دق دق فاصله ...

می خونم : نماز شام غریبان چو گریه آغازم ....به مویه های غریبانه قصه پردازم ....*

چرخ ... چرخ ...چرخ !

موج ... موج ... شکستم ...چشمانی که به خواب بیداری آشناست ! شکست بغض همیشه

خاموشم ! ...زمرمه میکنم :به نا امیدی از این در مرو بزن فالی ....*

چرخ ... چرخ ... چرخ !

تشنه ی باران ... کویر بی تابم من ... ببار آسمانم ...

 من از دیار حیببیم.... نه از بلاد غریب ...*

جامم رو پر کن ساقی ...از شراب باران ...

چرخ ... چرخ ... چرخ !

هو هو هو هو ....! *

قرعه ی فال به نام دیوانه زدند !

* قسمت هایی از آهنگ بگو بگو ... کاری از محسن نامجو !

 پ ن ۱ )دیوان حافظی که باز می شه : قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند !

پ ن ۲)مبهوتم ...

پ ن ۳) من از پی نشان روم شاید ...

پ ن ۴ )کوچه باغتان پر موسیقی باد!

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 19:16 توسط ماندا (نجات) |


ایستادم یه گوشه مثل همیشه ...  نظاره میکنم بازی شما آدمک ها را !!!

 خسته نمی شوید از این تکرار بی حاصل ؟ یکی میمرد آن گوشه ... یکی عاشق میشود .. دیگری رنگ

می بازد ...کسی فریاد خوشحالی سر میدهد ... دیگری هوا را میبلعد و کلمه غذا را هجی میکند ...

کسی از تنهایی می نالد ...کسی غرق کتابی است که فریاد میزند من میدانم !! گاه گاهی من را به

بازیتان دعوت میکنید ... و وقتی نمی آیم ... چنان حلم میکنید که غرق میشوم ... فریبتان را میخورم و

بازی میکنم ... و بعد که  به وجودتان عادت کردم ... می روید ! در پی بازی دیگر ... و باز من بر میگردم سر

 جای همیشگی ... پشت شالوده های ذهن... من خسته شدم ... استعفای مرا از این بازی پوچتان

پذیرا باشید !!!

 آدمک آخر دنیاست ...

پ ن ۱) چند وقتی است گم شده ام ... میشوم ... خواهم شد ...!

پ ن ۲) من آن موجم که آرامش ندارم....

پ ن ۳) دوباره لرز های عصبی ... سردردهای شدید ... معده ای ....

پ ن ۴) گفت دارم دیووونه میشم از خوشحالی ... ومن فکر کردم هر کاری بکنم مثل اون خوشحال

 نمی شم ...

پ ن ۵) دلم نمی خواد عادت بشم ... همین !

پ ن ۶) کوچه باغتان پر موسیقی باد !

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386 18:43 توسط ماندا (نجات) |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


اسم ها قراردای هستند این ما انسان ها هستیم که به آنها معنا می دهیم ! بارها از من پرسیده اید کیستم ؟ من نجات معروف به ماندا یا مانی نویسنده وبلاگ روی ابرها! و حالا این تویی که بنا به تعریفت از من منو به اسم میخونی ! ولی من لحظه به لحظه با اسم هایم تغییر میکنم ...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

وطن
پرده بکارت، غنيمتی در چنگ مردان!
چند نكته درباره فاجعه زنجان
سهم ایران از تکنولوژی
عبارت سخت تنگ است ....
عکس های طنز پیمان هوشمندزاده
عصاره سه هزار سال تاریخ مکتوب بشر ...
سیم این بلندگو را از برق نکشید !
مسیر پر است از عابران خنثی
مسیح علی نژاد و دولت متملقین
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384



پیوندها

آوای آزاد
40چراغ
از زندگی
فرایند
زمان بی کرانه ، ایران جاودانه
خاطره هاتو نگه دار
پاتوق من
طعم گس بودن
بانوی شرقی
دل نوشته ها
پسری با کفش های کتانی 2
کوچه علیچپ !
تبسم نسيم
تلناز و قوری قوری
ستاره ای کوچک در آسمان بزرگ
فقط به خاطر دلم
اسفند 79
گاه نوشت
برای امروز فردا و همیشه ام
حالی به حولی
حمید و رومینا
برکه تنهایی (کلبه تنهایی سابق )
کارتاژ
قطع و وصل
طلوعی تا فردا
(...)
نوکتورن
شب نقره ای
صدای پایم از انکار راه بر می خاست
تنهایی...
صلیب نقره ای
جامعه شناسی ایران
حرفهای شکلاتی
فریاد سکوت
وغیره...
مداد رنگی
انسانم آرزوست
یه عشق داریوش
کافه کلاسیک
بگو زنده باد زندگی
علیرضا نوشت
رقص واژه ها
ققنوس
راه خاکستری
حرف های نگفته
My Inner tramp of 1989
Stationary Traveller
فروغ
حبه حرف های روزانه
میرزا پیکوفسکی
آویزون
اسکلیسم
از پشت پنجره
علامه بلاگ
آوای دانشگاه
کمیته ی دفاع از حق تحصیل
هدفدار (مشاوران آموزش )
میراث فرهنگی
فرشاد مغرورترین پسر دنیا
دلشوره های من
آی کیو هایی در حد سس مایونز
رستگاری در 8:30دقیقه...!
یک فنجان تمنا
دوفنجان مکث
opium
Acetaminophen
San Lorenzo
yek pooria
واگویه های من
شبانه های ناب ...
ندای درون
نیمرخ
زندگی بانو
20:30
نامه هايی که پسر همسايه پاره کرد
تحقیقات فلسفی
آنچه از زندگی می آموزم
وب نگاشت
یادداشت های یک خبرنگار
از سر بیکاری
دلقک
مصطفی مستور
دخترکِ اوریجینال
hamid 's forgatten hopes
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin