تبليغاتX
روی ابر ها

روی ابر ها

 * نمی دانم چیست ... هیچ نمیدانم ... هر چه هست من بیشتر غرقش می شوم ...

 و در این غرق شدن ... لذت نابی است . بی خیالی ؟ سر خوشی ؟ سنگ دلی ؟ نه !

 من  ، من شدم . این کوبش نوشته ها ... و بی تابی ذهن ، منم !

* این دل برای تو ... خنجر همیشه پنهانت که رسوا شده را بیرون بکش

 و جانانه بزن ! گرمی خون مال تو ... من به تماشای آن تکه گوشت در دستان توام

 که عقل همیشه پیروز من به چشمان پر هراس تو لبخند می زند .

 جانانه بزن ... واین خون چه رنگین است .

* خدای من ؟؟ بود و نبودش ؟!

نه جای تو آنجا بین من و خدا نیست ...

آنچه من خدا می نامش ... اینجاست ... در پی بوسیدن من .

و این بوسیدن بی شرم ...

...

 پ ن : روز ها ی من خوب و خودم خوبتر : )

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 19:38 توسط ماندا (نجات) |


 

 بی نهایت لذت بردم از این آهنگ  

پشنهاد برای گوش دادن ...

 همین

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 17:53 توسط ماندا (نجات) |


غرقم ...

 غرق کتاب هایی که ذره ذره می نوشمشان ...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 19:47 توسط ماندا (نجات) |


حماقت شاخ و دم نداره !

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 17:14 توسط ماندا (نجات) |


 

برای آن سبز که مرا می خواند یک دو نقطه دی بزرگ !

 همان روز که ۸۶ همه زورش را زد و نحسی یک سالش را تمام کرد ، همان روز که همه

با خود هم قهر بودند انگار و من که هی بغض میکردم و هی بغض ! همان روز که نه !

 فردایش که میگویند ۸۷ شده بود وهمه تبریک میگفتند و هی اس ام اس شاد باش و نورزو ...

 همان روز که قرار شد بند سفر بببنیدم و برویم به آن سبز که می خواندمان .

 من را که انگار قرص خواب خورده باشم که تا رشت خوابیدم :) رشت که رفتیم

که بگردیم و بابا که شوخی میکرد آن پیرمرد را که وسط چهار راه می رقصید ...

آن خنده های من و نبیل و نضال .مانتویی که نضال پرو کرد و گشادی اش ! اخم ها ی نضال ...

راه ِ لاهیجان گرفتن و رفتن خانه ی دوست ی قدیمی بابا .

مهربانی آقای مردعلی و شهین خانم... دخترانِ زیبایش شیدا و زهرا و مهسا ...

 من ِ شیطان ِ پر خنده که خجالتی شده بود ...

شب که از خستگی خوابم برد و نفهمیدم چه شد !

نضال که چه زود با مهسا و زهرا خنده هاشان خانه را پر کرد ...

شیطان کوه رفتن و راضی کردن بابا برای سوار تله کابین شدن که نشد ، خسته شدن ما

 به اصطلاح جوان ها ! بخث بین نبیل و شیدا و آقا بیژن سر نجوم و ستاره ها را بگو

آن عکس های مهسا ! که راه می رفتیم و عکس میگرفتیم ... گرمی هوا

عربی حرف زدن های آقا مرتضی.

 ترجمه آهنگ های نانسی و عاصی و ...برای زهرا ...

ماهی گیری با تور بابا توی آن دریاچه ...سردی هوا ...

 مامان و شهین خانم که توی ماشین گرم صحبت بودند .

 پرتقال های پوست کنده ....

 شرط بندی را که نضال و شیدا و زهرا و آقا بیژن باختند ....

بستنی شکلاتی و نسکافه ی گرم....

 کل کل و کرکری خواندن ها بین آقا بیژن و آقا مرتضی سر شام .

 شرط بندی به شوخی سر بلیط برگشت به کیش آقا مرتضی و همسرش سمانه ...

آشنا در آمدن ما دختر ها را بگو ...نکیسا و مهسا ...شیطنت های ما ...

  خاطرات مدرسه تعریف کردنمان ! مهسا که مدرسه را شسته بود! 

آتش گرفتن مدرسه ما... سرایدار مدرسه... تی گفتن آن پسر ترک سر کلاس زهرا

آلرژی ی من ... نخوابیدن تا صبح را بگو ... شوخی های من و نضال و زهرا

 شماره رد و بدل کردنها ...دل کندن ِسختمان برای رفتن ...

 آن همه پفک را که آقای مردعلی گرفته بود را بگو ...رفتن تا آستا را به بهانه خرید !!!

سوغاتی ها ...راه را بگو که انداختیم به اردبیل برای برگشتن ... لب ِ مرز که سبز سبز بود

عکس گرفتن های نبیل  رقصیدن آن جوان ها کنار ِ مرز ... از خود بی خودیشان ...

اخم های درهم رفته ی بابا  آن گردنه را بگو که حیران می نامندش و حیرانمان کرد ...

عکس های مدام نبیل گوش درد نضال به خاطر ارتفاع ! خنده های من به نضال ...

خستگی مان را بگو وقتی تا بستان آباد  مجبور شدیم بریم ...رانندگی مدام بابا...

 نگرانی های نضال برای بی خوابی بابا  ...خوش خوابی من

رسیدن ۴ صبح به تهران را بگو ... اس ام اس بازی های من و زهرا و مهسا ...

تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهران را بگو که دلتنگش بودم !

برای همه و همه یک دو نقطه دی بزرگ !

دونقطه دی بزرگ

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 21:12 توسط ماندا (نجات) |


می روم به آن رنگ سبز که می خواندم این بار ....

بلکه آرام شود این روح ...

هر چند اندک ....

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387 22:41 توسط ماندا (نجات) |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


اسم ها قراردای هستند این ما انسان ها هستیم که به آنها معنا می دهیم ! بارها از من پرسیده اید کیستم ؟ من نجات معروف به ماندا یا مانی نویسنده وبلاگ روی ابرها! و حالا این تویی که بنا به تعریفت از من منو به اسم میخونی ! ولی من لحظه به لحظه با اسم هایم تغییر میکنم ...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

وطن
پرده بکارت، غنيمتی در چنگ مردان!
چند نكته درباره فاجعه زنجان
سهم ایران از تکنولوژی
عبارت سخت تنگ است ....
عکس های طنز پیمان هوشمندزاده
عصاره سه هزار سال تاریخ مکتوب بشر ...
سیم این بلندگو را از برق نکشید !
مسیر پر است از عابران خنثی
مسیح علی نژاد و دولت متملقین
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384



پیوندها

آوای آزاد
40چراغ
از زندگی
فرایند
زمان بی کرانه ، ایران جاودانه
خاطره هاتو نگه دار
پاتوق من
طعم گس بودن
بانوی شرقی
دل نوشته ها
پسری با کفش های کتانی 2
کوچه علیچپ !
تبسم نسيم
تلناز و قوری قوری
ستاره ای کوچک در آسمان بزرگ
فقط به خاطر دلم
اسفند 79
گاه نوشت
برای امروز فردا و همیشه ام
حالی به حولی
حمید و رومینا
برکه تنهایی (کلبه تنهایی سابق )
کارتاژ
قطع و وصل
طلوعی تا فردا
(...)
نوکتورن
شب نقره ای
صدای پایم از انکار راه بر می خاست
تنهایی...
صلیب نقره ای
جامعه شناسی ایران
حرفهای شکلاتی
فریاد سکوت
وغیره...
مداد رنگی
انسانم آرزوست
یه عشق داریوش
کافه کلاسیک
بگو زنده باد زندگی
علیرضا نوشت
رقص واژه ها
ققنوس
راه خاکستری
حرف های نگفته
My Inner tramp of 1989
Stationary Traveller
فروغ
حبه حرف های روزانه
میرزا پیکوفسکی
آویزون
اسکلیسم
از پشت پنجره
علامه بلاگ
آوای دانشگاه
کمیته ی دفاع از حق تحصیل
هدفدار (مشاوران آموزش )
میراث فرهنگی
فرشاد مغرورترین پسر دنیا
دلشوره های من
آی کیو هایی در حد سس مایونز
رستگاری در 8:30دقیقه...!
یک فنجان تمنا
دوفنجان مکث
opium
Acetaminophen
San Lorenzo
yek pooria
واگویه های من
شبانه های ناب ...
ندای درون
نیمرخ
زندگی بانو
20:30
نامه هايی که پسر همسايه پاره کرد
تحقیقات فلسفی
آنچه از زندگی می آموزم
وب نگاشت
یادداشت های یک خبرنگار
از سر بیکاری
دلقک
مصطفی مستور
دخترکِ اوریجینال
hamid 's forgatten hopes
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin